میلاد اسوه صبر و تقوا مبارک باد


به مناسبت ولادت با سعادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری " سلام ال علیها "


دوباره بلبل طبعم زعشق گویا شد

غزلسرای یکی گل زباغ مولا شد

خوشا گلی که پرتو حسنش بود جهان آرا

زیمن مقدم او صد شکوفه گل وا شد

دهید مژده به یاران که از سما امشب

یکی ستاره رخشنده ای هویدا شد

به روز پنجم ماه جمادی الاولی

جهان پیر زفیضش دوباره برنا شد

در آسمان مدینه چنین ندا پیچید

که باغ جنت از این گل بسی مصفا شد

به نام نامی احمد قسم که این مولود

چوزینب است و چه نیک زیب بابا شد

چودید چهره زیبای نازنین برادر را

گل تبسم او بر لبش شکوفا شد

زروز اول عمرش که چشم خود بگشاد

زعمق جان و وجودش انیس غمها شد

زبعد رحلت جدش رسول حضرت دوست

به سن کودکیش غمگسار زهراشد

پس از شهادت مادر ز جور نامردان

یگانه همدم و سنگ صبور بابا شد

دانش آموز مکتب علی و فاطمه است

عجب نبود معلم برای زنها شد

یگانه وارث عصمت بود میان زنان

به روز واقعه خاری به چشم اعدا شد

نمونه شهامت وصبر است نزد رب ودود

سند به گفته من "مارایت الا جمیلا" شد

به شهر شام چنان خطبه ای قرائت کرد

کزآن حقیقت شمر و یزید افشا شد

ای تمام عشق در نامت نهان است

"عین"و "شین" و "قاف" با تو املا شد

"عین "از علی و "شین" زشور حسین

"قاف" در قامت تو معنا شد

ترویج شیطان پرستی در پوشش موسیقی زیر زمینی



مروجان این فحاشی های ریتمیک، در حال حاضر در داخل کشور در حال فعالیت و حتی در حال تولید کلیپهای مبتذل تصویری و به نوعی تامین کننده خوراک شبکه های ماهواره ای هم هستند. کما اینکه غفلت نهاد های نظارتی، برای آنها تبدیل به سایه ای امنیتی نیز شده است!

اکنون به زعم نظارت های ضعیف و غفلت برخی مسئولین، موسیقی های زیر زمینی مبتذل همچون موریانه در میان نوجوانان و جوانان در حال رشد است.


هر چند رشد ماهواره و علاقه دست اندرکاران شبکه های مختلف ماهواره ای به ترویج این نوع موسیقی و خصوصا سبک "رپ"(که البته به فحاشی ریتمیک شباهت بیشتری دارد تا موسیقی) را نمی توان بی تاثیر دانست، در همین حال ضعف نهاد های نظارتی در این عرصه را که منجر به افسار گسیختگی موسیقی و رشد موسیقی های زیرزمینی شده، نمیتوان نادیده گرفت.

لازم به یاد آوری نیست که مروجان این فحاشی های ریتمیک، در حال حاضر در داخل کشور در حال فعالیت و حتی در حال تولید کلیپهای مبتذل تصویری و به نوعی تامین کننده خوراک شبکه های ماهواره ای هم هستند. کما اینکه غفلت نهاد های نظارتی، برای آنها تبدیل به سایه ای امنیتی نیز شده است!

جای تاسف است که این نوع از موسیقی با بی توجهی خانواده ها، در میان نوجوانان رشد قابل توجه و غیر قابل انکاری را پیدا کرده است و در حالی که انتظار می رود تا خانواده ها نظارت بیشتری را بر نوع موسیقی که فرزندانشان گوش می دهند داشته باشند، غفلت آنها نیز بر این بی سروسامانی دامن زده است.

اما باید به یک نکته اساسی هم توجه داشت، که یکی از موثرترین ابزارهایی که شیطان پرستان در ترویج آیینهای خرافی و انحرافی خود از آن استفاده می کنند، موسیقی رپ ،بلک متال و ...است که اکثر خوانند گان و نوازندگان آنها گرایشهای شیطان پرستی دارند.
 
دکتر شاهین فرهت موسیقیدان و استاد دانشگاه معتقد است: 

این نوع از موسیقی اصالت فرهنگی ندارد و ریتم آن به گونه ای است که باعث ایجاد خشونت  می شود و در حالی که موسیقی ایرانی دارای ردیف های عرفانی است و  تعالی فکر انسان در آن دیده می شود.
 
وی معتقد است عدم تولید موسیقی خوب باعث گرایش جوانان به این نوع از موسیقی نازل و مبتذل شده است.

منیع:جهان نیوز

باز هم جمعه رفت و دیدار حاصل نشد................



چشم آلوده كجا!؟ ديدن دلدار كجا!؟

دل سر گشته كجا!؟ وصف رخ يار كجا!؟

قصه عشق من و زلف تو ديدن دارد

نرگس مست كجا!؟ همدلى خار كجا!؟

كاش در نافله ات نام مرا هم ببرى

كه دعاى تو كجا!؟ عبد گنه كار كجا! ؟



فرهنگ جبهه : شوخ طبعي ها

چرت نزنید،  تنبل می شوید !

دشت

شب . توی سنگر نشسته بودیم و چرت می زدیم . آن شب ، مهتاب عجیبی بود . فرمانده آمد داخل سنگر . گفت : این قدر چرت نزنید تنبل می شوید . به جای این کار بروید اول خط ، یک سری به بچه های بسیجی بزنید .

نمی توانستیم دستور را اطاعت نکنیم . بلند شدیم و رفتیم به طرف خاک ریز های بلندی که در خط مقدم بود . بچه های بسیجی ابتکار خوبی به خرج داده بودند . آنها مقدار زیادی سنگ و کلوخ به اندازه ی کله ی آدمیزاد روی خاک ریز گذاشته بودند که وقتی کسی سرش را از خاک ریز بالا می آورد ، بعثی ها آن را با سنگ و کلوخ اشتباه بگیرند و آنها را نزنند !

مهتاب از آن طرف افتاده بود و ما ، بی خبر از همه جا بر عکس ، خیال می کردیم که اینها همه کله ی رزمنده هاست که پشت خاک ریز کمین کرده اند و کله هایشان پیداست . یک ساعت تمام با سنگ ها و کلوخ ها سلام و علیک و احوالپرسی کردیم و به آنها حسابی خسته نباشید گفتیم و بر گشتیم ! صبح وقتی بچه ها متوجه ماجرا شدند تا چند روز ، نقل مجلس آنها شده بودیم . هی ماجرا را برای هم تعریف می کردند و می خندیدند !

  تانک  :

تانک

یکی فریاد زد : آنجا را نگاه کنید ... !

یکدفعه دیدیم یک تانک عراقی از دور چرخید و دور زد و یک راست آمد طرف ما . هر کسی به سویی دوید . آماده شدیم که تانک را بزنیم .

تانک ، وقتی که به نزدیک رسید ، ناگهان ایستاد . دریچه بالایی اش آرام باز شد . فکر کردیم راننده اش می خواهد تسلیم شود . همه ، اسلحه ها را آماده کردیم .

احمد ، از بچه های نترس و شجاع ما بود . سرش را از داخل تانک بیرون آورد ، می خندید .

داد زدم : احمد !

گفت : نترسید ، اون پشت بود . بعثی ها ولش کرده بودند به امان خدا ! من هم اون قدر باهاش ور رفتم تا روشن شد و آوردمش اینجا . حتماً به دردمان می خورد !

النظافة من الایمان :

بیچاره پیرمرد تازه ‌وارد بود. می‌دانست بچه‌ها برای هر كاری آیه یا حدیثی می‌خوانند. وقتی داشت غذا تقسیم می‌كرد، گفت: «بچه‌ها من معنی عربیش را بلد نیستم، اما خود قرآن می‌گوید: «النظافة من الایمان» یعنی هیچ‌كس بیشتر از سهم خودش ورنداره! بچه‌ها با هم زدند زیر خنده، پیردمرد گفت: «مگه غلط خواندم» یكی از بچه‌ها گفت: «نه پدرجان كاملاً درست است، النظافة من الایمان. یعنی «هركس سهم خودش را فقط بگیرد» و باز خنده‌ی بچه‌ها بود كه مثل توپ در فضای چادر می‌تركید.

آش صدام :

آش 
دندونی

 روزهای اولی كه خرمشهر آزاد شده بود، توی كوچه پس‌كوچه‌های شهر برای خودمان می‌گشتیم و صفا می‌كردیم. پشت دیوار خانه ی مخروبه‌ای به عربی نوشته بود: «عاش الصدام.» یك‌دفعه راننده زد روی ترمز و گفت: پس این مرتیكه آش فروشه! آن وقت به ما می‌گویند جانی و خائن و متجاوزه!»

اخوی شفاعت یادت نره :

غواص

مثلا آموزش آبی خاکی می دیدیم. یکبار آمدیم بلایی را که دیگران سر ما آورده بودند سر بچه ها بیاوریم ولی نشد. فکر می کردم لابد همین که خودم را مثل آن بنده خدا زدم به مردن و غرق شدن، از چپ و راست وارد و ناوارد می ریزند توی آب با عجله و التهاب من را می کشند بیرون و کلی تر و خشکم می کنند و بعد می فهمند که با همه زرنگی کلاه سرشان رفته است. کلاه سرشان این بود که در یک نقطه ای از سد بنا کردم الکی زیر آب رفتن. بالا آمدن. دستم را به علامت کمک بالا بردن. و خلاصه نقش بازی کردن. نخیر هیچکس گوشش بدهکار نیست. جز یکی دو نفر که نزدیکم بودند. آنها هم مرا که با این وضع دیدند، شروع کردند دست تکان دادن: خداحافظ! اخوی اگه شهید شدی شفاعت یادت نره!

هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت.....................




حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است.

گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.

در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.

سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟

سر مبارك امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، كه این است بهای دیدار.

در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود.

هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند كه چنین مرده‌اند.

ای شهید! ای آنكه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.

سید مرتضی آوینی

سید شهیدان اهل قلم


پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ،

اما حقیقت آن است که زمان ، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند .

سید مرتضی آوینی

زمزمه انتظار

مهدی جان

دلم قرار نمى گیرد از فغان بى تو

سپند وار زكف داده ام عنان بى تو

ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ

زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو

چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى

پر است سینه ام از انده گران بى تو

نسیم صبح نمى آورد ترانه شوق

سر بهار ندارند بلبلان بى تو

لب از حكایت شب هاى تار مى بندم

اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو

چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان

نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو

ز بى دلى و خموشى چو نقش تصویرم

نمى گشایدم از بى خودى زبان بى تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم

چو یادم آید از آن شكرین دهان بى تو

گزارش غم دل را مگر كنم چون امین

جدا ز خلق به محراب جمكران بى تو

سروده مقام معظم رهبرى حضرت آیة الله خامنه اى (مدّ ظله العالى)

 

هیئت



اولین جلسه هیئت در سال1389

شنبه 21 /1/ 89 ساعت 9 شب

سخنران:حجةالاسلام آقابابا

مکان: بیت الحسن(علیه السلام)

یک روز خواهد آمد..............

اي دل بشارت مي دهم خوش روزگاري مي رسد

يا درد وغم  طي مي شود  يا  شهرياري  مي رسد

 اي  منتظر غمگين  مشو ، قدري  تحمل  بيشتر

 گردي به پا شد در افق ، گويي سواري مي رسد  



اللهم عجل لوليك الفرج

هشدار!

هشدار!

به علت ریزش خواص،

جاده انقلاب از محور اصحاب امام مسدود است؛

لطفا" از

بزرگراه ولایت

حرکت کنید.

نمادهای فرقه «کابالا»

نمادهای فرقه «کابالا» به صورت کالای مصرفی وارد برخی خودورهای شخصی شده است. اخیرا بوگیرهای خودرو به شکل « x » در سطح بازار توزیع شده و در داخل برخی خودروها نیز مشاهده شده که نماد فرقه انحرافی صهیونی- ماسونی می باشد.این فرقه که به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی در داخل ایران به فعالیت مشغول هستند

در برنامه هایی برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،رقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه خود بهره می برند.
در همین زمینه نظارت جدی دستگاه های مسئول در خصوص چگونگی توزیع و فروش این بوگیرها لازم و ضروری بنظر می رسد.

بقیه درادامه مطلب............

ادامه نوشته

مقید باشیم فارسی بنویسیم

... مقید باشیم فارسی بنویسیم و انگیسی ننویسیم و فینگلیش اصلا ! همه در مورد زبان فارسی غیرت بیشتری داشته باشیم و در خرید گوشی دقت کنیم زبان فارسی را پشتیبانی کند. 


 به گزارش جهان حجت الاسلام شهاب مرادی در وب سایت خود نوشت: هفت سال از اولین روزهای تجربه دریافت و ارسال sms می گذرد. تنوع کاربرد های "سامانه پیام کوتاه" و فراگیر شدن استفاده از آن به تقویت نقش و نفوذ آن منجر شد.

علی رغم سرعت و شتاب رواج و نفوذ این رسانه در زندگی روزمره مردم هنوز روش و فرهنگ استفاده از آن مورد توجه و آموزش قرار نگرفته است.

شوخی نیست فقط در یک روز عید قربان 146 میلیون اس ام اس ارسال شده و این عدد در نوروز به اوج می رسد؛ نوروز 87، 215میلیون و نوروز 88، 287میلیون پیامک ارسال شده که معمولا هر ساله درصدی از کاربران به دلیل عدم توفیقشان در ارسال پیامک گلایه می کنند و شرکت ارتباطات سیار این مقدار را در سال 88 حدود 20 درصد اعلام کرده یعنی خیلی بیشتر از 300 میلیون پیامک در یک روز (یعنی هزینه ای که با عزم ملی می تواند در یک روز واقعا گره گشا باشد)

آیا در کنار شنیدن این گونه اخبار و یا گزارشی که حکایت از ارسال 285 میلیارد sms در سال دارند به جای خالی آموزش "روش استفاده" صحیح و ترویج "فرهنگ استفاده" درست و متناسب با فرهنگ و آداب ملی و دینی خودمان فکر کرده اید؟

این واقعیت است که اغلب افراد که گوشی موبایل دارند دفترچه راهنمای استفاده از آن دستگاه را نخوانده اند و مهارت لازم برای استفاده از تمام امکانات گوشی موبایل را ندارند. در چندجلسه مختلف با حضور جوانان و میانسالان سوالاتی را در مورد برخی کارکردهای موبایل مطرح کرده ام و پاسخ ها مؤید این مطلب بوده که حتی برخی از دفترچه تلفن موبایل هم استفاده نمی کنند! و آموزش روش های استفاده از گوشی موبایل و نوشتن و خواندن اس ام اس ضروری به نظر می رسد و فرهنگ استفاده ضروری تر.

با چندین کلیدواژه در گوگل جستجو کردم به این امید که شاید جیزی شبیه "فرهنگ استفاده از پیامک" پیدا کنم که نتیجه ای نداشت.

بنابراین بهتر است چند نکته را در این باب با هم مرور کنیم:

1. نکته اول توجه به ترجمه SMS؛ یا همان Short Message Service است ؛ سامانه پیام کوتاه، همان "پیامک" خودمان:
مهمترین صفت و مشخصه آن "کوتاه بودن" است که معمولا رعایت نمی شود. بسیاری از پیامهای دریافتی من lms است و واقعا Long Message است و این به جا نیست! و در بسیاری از موارد واقعا آزاردهنده است مثل این متن های مفصلی که این روزها در توصیف بهار و تبریک نوروز مرسوم می شود.
آیا غزل و قصیده از مصادیق پیام کوتاه است؟!

یهتر است تلاش کنیم مقصود و غرض اصلی ارسال پیاممان را در کوتاه ترین عبارت بیان کنیم و اصل مطلب را بیان کنیم. مثلا اگر منظورمان تبریک است خیلی راحت بنویسیم: سلام تبریک/ یا سلام مبارکا باشه/ یا سلام عید مبارک/ یا سلام نوروز مبارک ... یا هر چیز دیگه ای که از 4-3 کلمه بیشتر نشود! باور کنید گیرنده پیامک متوجه می شود که شما قصد داشتید عید نوروز سال 89 را به او تبریک بگویید و حتما می داند که شما می دانید نوروز اول بهار و اول فروردین است و می داند که شما می دانید سال چند روز است و نیازی نیست اطلاعاتی در مورد سزه و هفت سین و غیره به او بدهید. لطفا این سبک نادرست را با هم اصلاح کنیم.
و یا در پاسخ پیامک تبریک عبارتی کوتاه مثلا: سلام تبریک و سپاس و...

2. زبان فارسی اصلا قابلیت زبان انگلیسی را در کوتاه و مختصر نویسی ندارد.
please call >> plz cal و یا see you >> c u
پس با عبارتهای طولانی، کار را سخت تر نکنیم.

3. مقید باشیم فارسی بنویسیم و انگیسی ننویسیم و فینگلیش اصلا ! همه در مورد زبان فارسی غیرت بیشتری داشته باشیم و در خرید گوشی دقت کنیم زبان فارسی را پشتیبانی کند.

باور کنیم در دراز مدت فینگلیش (یا پینگلیش) به زبان فارسی آسیب می زند. (سیاست جایگزینی حروف لاتین به جای حروف فارسی و عربی از سیاست های مهم فرهنگی استعمار است که در ترکیه و جمهوری آذربایجان و... اجرا شده و می دانید که غرب گام به گام و بسیار با حوصله عمل می کند)
عدم وجود سبک واحد و استاندارد در استفاده از حروف معادل انگلیسی به جای حروف فارسی در فینگلیش، خواندن و فهم آن را دشوار می کند و اشتباهات نوشتاری و سوء تفاهم های بعضا پیچیده ای را سبب می شود.

4. مسئله ی بسیار با اهمیت زمان را هم برای خودمان و هم برای دیگران مهم بدانیم و تلاش کنیم کمترین زمان را از دیگران بگیریم.
از ارسال پیامک های بلند، پیامهای سریالی و یا طنز، بدون رضایت افراد واقعا باید خودداری کرد. تا مزاحم مدیریت زمان دیگران نباشید!
دقت بفرمایید که من فقط پیشنهاد می دهم، بقیه کار به سلیقه شما و میزان توجه و احترامتون به وقت دیگران بستگی دارد.

5. به پیامهای موش و گربه بازی و بیست سوالی هرگز نباید پاسخ داد. کسی که پیامکی ارسال می کند و از معرفی خود طفره می رود را بی تردید مزاحم بدانید!

"اس ام اس بازی" با افراد ناشناس یا آشنایانی که روابط خاصی را گام به گام می خواهند شروع کنند از اشتباهات رایج نوجوانان است که در اکثر موارد پشیمانی های گزنده ای در پی دارد.

هرچند جوانان و بزرگسالانی که خود را گرفتار این بازی کرده و در حل پیامدهای آن ناتوان و مستاصل می شوند را دیده ام ولی شیوع این اشتباه بیشتر در نوجوانان است. که متاسفانه امکان مراجعه آنها به مراکز مشاوره کم و احساس نیازشان برای مراجعه کمتر است.

6. والدین مراقب sms بازی نوجوانان خود و اعتیاد آنها به sms بازی باشند و این رفتار را طبیعی و بی خطر ندانند.

7. "شوخی های دور از نزاکت"، "ابراز علاقه های کودکانه" مثل خیلی از ابراز علاقه های آقا پسرهایی که با مرحله انتخاب همسر حداقل 5 تا 10 سال فاصله واقعی دارند و تا آن موقع طبیعی است که تغییر نظر بدهند،"پیامک های مستهجن"، و "ابراز علاقه های سیاه و معصیت بار" مثل ابراز علاقه یک مذکر به یک خانم متاهل که هیچ توجیهی ندارد حتی اگر در مرحله طلاق باشد!- و "مزاحمت های به ظاهر اشتباهی" را به هیچ وجه و ابدا پاسخ ندهید.

8. موضوع تبلیغات ناخواسته پیامکی که توسط مخابرات یا شرکت های ارائه کننده پیامک های گروهی انجام می شود ظاهرا با حقوق مشتری مغایر است و بی تردید از مصادیق مزاحمت است و شاید دانستن این حق برای بهبود این وضع مفید است.

1389

من امسال را به عنوان سال

«همت مضاعف و كار مضاعف»

نامگذارى ميكنم.

به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‏ى عرصه‏ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‏تر، راه‏هاى نرفته‏اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‏شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.

چهارم ربیع الثانی،میلاد سیدالکریم

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می رسد .

پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در چهارم ربیع الثانی سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارك امام رضا علیه السّلام  ، امام محمّد تقی علیه السّلام  و امام هادی  علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .
این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احكام قرآن ، شناخت و معرفتی وافر داشت .
ستایشهایی كه ائمه معصومین علیهم السّلام از وی به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصیّت علمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی علیه السّلام گاهی اشخاصی را سؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام  بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش می شمردند و معرّفی می فرمودند .

در آثار علمای شیعه نیز، تعریفها و ستایشهای عظیمی درباره او به چشم می خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، دارای اعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثی عالیمقام و بزرگ یاد كرده اند؛ در روایات متعدّدی نیز برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  ، ثوابی همچون ثواب زیارت حضرت سیّد الشهداء، امام حسین علیه السّلام بیان شده است.
زمینه های مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  از مدینه به ری و سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر جستجو كرد؛ خلفای عبّاسی نسبت به خاندان حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و شیعیان ائمه علیه السّلام  بسیار سختگیری می كردند، یكی از بدرفتارترین این خلفاء متوكّل بود كه خصومت شدیدی با اهل بیت علیهم السّلام داشت، و تنها در دورت او چندین بار مزار حضرت امام حسین علیه السّلام  را در كربلا تخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیری به عمل آوردند.

سادات و علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر می بردند .حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  نیز از كینه و دشمنی خلفا در امان نبود و ب
ارها تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری ها قرار می دادند، در چینن دوران دشوار و سختی بود كه حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به خدمت حضرت امام هادی علیه السّلام  رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرت عرضه كرد ، حضرت امام هادی علیه السّلام  او را تأیید فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستی .
دیدار حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سامرا با حضرت امام هادی علیه السّلام  به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب و دستگیری وی صادر گشت، او نیز برای مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان می كرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد می كرد و شهر به شهر می گشت تا به ری رسید و آنجا را برای سكونت انتخاب كرد. علّت این انتخاب به شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره بر می گردد كه وقتی اسلام به شهرهای مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهای مختلف ایران به اسلام گرویدند، از همان سالها ری یكی از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعیّت خاصّی پیدا كرد . زیرا سرزمینی حاصلخیز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع ریاست یافتن بر ری در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسین بن علی علیه السّلام را به شهادت رساند. در ری هم اهل سنّت و هم از پیروان اهل بیت علیهم السّلام زندگی می كردند و قسمت جنوبی و جنوب غربی شهر ری بیشتر محلّ سكونت شیعیان بود .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یك مسافر ناشناس ، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی به منزل یكی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت . او در زیرزمین آن خانه به سر می برد و كمتر خارج می شد ، روزها را روزه می گرفت و شبها به عبادت و تهجّد می پرداخت، تعداد كمی از شیعیان او را می شناختند و از حضورش در ری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می شتافتند، امّا می كوشیدند كه این خبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نكند .
پس از مدّتی، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه اش محلّ رفت و آمد شیعیان شد، نزد او می آمدند و از علوم و روایاتش بهره می گرفتند و عطر خاندان عصمت علیهم السّلام را از او می بوئیدند و او را یادگاری از امامان خویش می دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می كردند .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی به مسایل شرعی و حلّ مشكلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأكید ، هم گویای مقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می رساند كه وی از طرف حضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه ، وكالت و نمایندگی داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می دانستند و در مسایل دینی و دنیوی ، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.
روزهای پایانی عمر پربركت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود، آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت در آستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوه مصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایش دردی جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رویای صادقانه حوادث آینده را ترسیم كرد: یكی از شیعیان پاكدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیه وآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  به او فرمود: فردا یكی از فرزندانم در محلّه سكّه المولی چشم از جهان فرو می بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می برند و نزدیك درخت سیب به خاك می سپارند.