السلام علیک یا ابا عبدالله یا جعفر ابن محمد

اقامه عزاداری بمناسبت شهادت شیخ الائمه

حضرت امام صادق(ع)

سخنران:حجةالاسلام عظیمی

مداح:کربلایی محسن فتاحیان

زمان:شنبه ۲مهرماه۱۳۹۰(روز شهادت) ساعت 10صبح



ضمناً مراسم شام غریبان با سخنرانیحجةالاسلام آقابابا

از ساعت ۸ شب برقرار می باشد. 

مکان:شهرري،روبروي بازار بزرگ ري،محله سرتخت،

روبروي مسجد سرتخت

 بیت الحسن(علیه السلام)

تلفن گویا       ۰۲۱۵۵۹۱۹۱۳۸ 

پیام کوتاه   ۱۰۰۰۰۵۵۹۱۹۱۳۸

حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند...باید برای قبر تو فکری کنم حـــســـن

 بسم الله وبالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله

آه....  

یه مدینه، یه بقیعه، یه امامه، ولی حرم نداره...

          سینه زن ها، کسی نیستا، که رو قبرش، یه دونه شمع بزاره...

اما؛ زمانه همیشه اینطور نمی ماند...

آخر یه روز شیعه برات، حرم میسازه...

          حرم برای تو شه، کرم میسازه...

                  آخر برات یه گنبد، طلا میسازیم...

                          شبیه گنبد امام، رضا میسازیم...

آه...

همیشه با خودم فکر می کردم که مزار مولایم، حسن؛

باید شکوهی داشته باشد، مانند حریم علی بن موسی...

همیشه کبوترهایش را – در ذهنم – با کبوترهای حریم علی بن موسی قیاس می کردم؛

گنبدش را، شبیه گنبد علی بن موسی در ذهنم ساخته بودم؛ با خود می گفتم:«اگر گنبد رضا نشد، لا اقل همسان گنبد سیدالکریم خودمان که هست؛ بالاخره گنبد جد، هم ارز گنبد نواده که باید باشد.

سقاخانه هایش را، به وسعت و زیبایی اسماعیل طلا نه، ولی به اندازه ی سقاخانه های صحن مصلای خودمان می پنداشتم؛ می گفتم:«بالاخره باید به سعودی ها هم حق داد، شاید جای مناسب برای احداث سقاخانه به آن وسعت نداشته باشند، همین اندازه هم خوب است. امام آن ها که نیست حسن، امام ماست.

وقتی پرنده ی خیالم خیلی اوج می گرفت و پر می گشود و پرواز می کرد تا درون صحن زیبایش، مرا هم می برد، تا کنار ضریح...

عجب ضریحی ساخته بودم در این ذهن که نه، در این دل عاشق؛ ضریحی به وسعت چهار امام؛

حسنم و برادر زاده هایش، سجاد، باقر و صادق.

چقدر دلربا بود ضریحش؛ به شش گوشه ی برادرش نمی رسید اما، به ضریح عبدالعظیم، چرا.

نقره های ضریح برق می زد و می درخشید و خورشید را با همه ی شیدش، محو می کرد؛ ماه که دیگر جای خود دارد.  

اما؛ همه ی اینها تا زمانی دوام داشت که چشمم نیفتاده بود به مزارش...

وقتی که رفتم و رسیدم به مدینه النبی و گنبد خضرای رسول الله را دیدم، دیگر دلم قرص شده بود که آنهایی که دیده بودم واقعیت بوده و مشتی اوهام نبوده!

از کنار ضریح رحمه للعالمین راه افتادم و رفتم تا برسم به ضریح حسنم.

بعد از نماز صبح بود و هوا هنوز تاریک.

هرچه رفتم و از صحن سیدالانام دور تر شدم، تاریک شد و تاریک تر و وقتی به بقیع رسیدم دیگر دریغ از یک چراغ...

-همیشه وقتی روضه می خواندند که: «در بقیع حتی یک چراغ هم روشن نیست»؛ با خودم می گفتم که: «مگر امکان دارد؟! لا اقل برای رفت و آمد هم شده، چراغ روشن می کنند». –

ولی انگار تمام روضه ها راست بوده و این مرغ خیال من بوده که در فضای رؤیای صادقه پر نمی زده!

وارد که شدم، اندکی گذشت تا چشمم عادت کند به آن تاریکی کور کننده و بتوانم نور حسنم را بیابم. 

از لابه لای انبوه جمعیت، راه را باز کردم و با گامهایی لرزان – از ترس اینکه رؤیا هایم بر باد برود – به سمت مزار راه افتادم...

وقتی که رفتم و رسیدم به پشت کنگره های ضریح؛ دیدم...

دیدم ضریحی در کار نیست و...

آمد به سرم، از آنچه می ترسیدم...

ضریحی که در کار نبود، هیچ؛ مزارش سنگ هم حتی نداشت...

سرم را بالا کردم تا گنبدش را ببینم و دیدم که گنبدش هم آسمان خداست و دریغ از یک سایبان بر مزار...

سرم را چرخاندم تا کبوترهایش را ببینم که مشتی کبوتر به هوا برخاستند و خاک و گردی بود که همراهشان فضا را پر کرد...

سرم را به عقب برگرداندم، دنبال سقاخانه؛ ولی...

ولی مزار ام البنین را دیدم، آن هم بدون سایه بان و حتی سنگ.

سنگ مزار نداشتن ام البنین توجیه دارد؛ توجیهش هم اینست که وقتی فاطمه حتی مکان مزارش هم مخفی است، از ادب عباسی به دور است که ام البنین،حتی سنگ مزار داشته باشد!

اما؛ حالا خود عباس بارگاه دارد و امامش حسن، هــیــچ...

مسلماً از ادب عباسی به دور است که خودش گنبد و ضریح و کبوتر و سقاخانه داشته باشد و امامش حسن هیچ کدام را نداشته باشد؛

پس...

پس دلم اطمینان یافت که حسنم هم بی مزار نمی ماند و عباس، با دستی که هرگز بریده نشده و همیشه به دشمنان امامش سیلی زده، خواهد زد آن سیلی را، به آل یهود و آل سعود لعنهم الله ...

 

«و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون»

 

لینک دانلود کتاب صلح امام حسن(شیخ رضی یاسین ترجمه آیت الله خامنه ای)

یا سید الکریم

مجلس شهادت

 حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)

سخنران:حجةالاسلام حلواییان 

زمان:سه شنبه،22/۶/۱۳۹۰   ساعت 21 
 

مکان:شهرري،روبروي بازار بزرگ ري،محله سرتخت،

روبروي مسجد سرتخت

 بیت الحسن(علیه السلام)

تلفن گویا       ۰۲۱۵۵۹۱۹۱۳۸ 

پیام کوتاه   ۱۰۰۰۰۵۵۹۱۹۱۳۸

 

لینک دانلود بنر ثابت هیئت 

یه مدینه، یه بقیعه...

 

۸ شوال، سالروز تخریب حرم ائمه ی مظلوم بقیع، توسط فرقه ی منحوس و ضاله و یهودی زاده ی وهابیت، بر شما تسلیت باد...

 

چه دعایی کنمت بهتر از این،

که کنارِ پسرِ فاطمه هنگامِ اذانِ سحرِ جمعه ای از این ایام،

پشتِ دیوارِ بقیع،

قامتت قد بکشد،

به دو رکعت صلواتی که نثارِ حرم و گنبدِ برپا شده ی حضرت زهرا بکنی؛

شیطان، انسان و رسانه ملی ایران

 

بسم الله الرحمن الرحیم


متاسفانه چند سالی است که رسانه ملی به جولانگاه قائلین به نظریه غیر اسلامی "جسمانیت شیطان" آن هم در مبارک ترین ماه خدا شده است.

دقیقا همان ماهی که دست شیاطین بسته است و حتی در حوزه وسوسه و وحی شیطانی نیز چندان کاری از دستشان بر نمی آید.

درد آنجاست که امروز ظهر در برنامه وزین این شبها به وضوح این نظریه مطرح و از آن دفاع شد.

در حالی که بنده به شخصه حاضرهستم با هر شخصی در هر جایی که او بگوید مناظره نمایم و اثبات کنم بر مبنای آیات الهی و روایات مستند (نه روایات ضعیف که برخی آقایان به آن متوسل) می شوند.

شیطان قدرت انجام کار جسمانی را نداشته و واضح ترین دلیل بر آن را خود قرآن عزیز طرح می نماید:

سوره ابراهیم آیه 22:

وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي‏ فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ .

ترجمه:

و همين كه كار خاتمه پذيرد(روز قیامت)، شيطان مى‏گويد: خدا به شما وعده درست داد. و من نيز به شما وعده (باطل و نادرست) دادم و تخلف كردم، من بر شما تسلطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما اجابتم كرديد، مرا ملامت نكنيد، خودتان را ملامت كنيد، من فريادرس شما نيستم، و شما نيز فريادرس من نيستيد من آن شركتى كه پيش از اين (در كار خدا) برايم قائل بوديد انكار دارم. به درستى ستمگران، عذابى دردناك دارند.

برادران و خواهرانم همانطور که دیدید شیطان قدرت انجام کار جسمانی نداشته و تنها وعده می دهد و وسوسه می نماید و می بینید که خود را نیز از گناه گناه کاران مبرا می داند.

در واقع او فقط ایده می دهد و از طریق وسوسه ، وحی شیطانی ، تسویل، امنیه،نزغ، استزلال، استحواذ، نسیان و همز، انسان را به بیراهه می کشاند.

دوستان آنچه سریالهای سیما نشان می دهند ترکیبی از عقاید اسلامی و اسرائلیات است و با نگاه صحیح قرآنی مطابقت ندارد.

اما تمثل جنیان و شیاطین تنها بر یاران و اولیاء ایشان ممکن است و آن هم به این معنی که تنها فرد مذکور آن موجود را می بیند و دیگران قادر به دیدن وی نیستند.

تمام اینها در حالی است که باید میزان نفوذ شیاطین جنی در زندگی انسان را به دو دوره قبل از بعثت (یا تولد) پیامبر و یا بعد از آن تقسیم نمود که پر واضح است بعد از بعثت پیامبر حوزه نفوذ آنها محدودیت بیشتری یافت.

در هر حال نه آنچه در باره افراد به  کما رفته می گویند صحیح است و نه شیاطینی که با کاراکتر "الیاس" ایده آن وارد سریالهای ماه مبارک شد.

خیالات و وهمیات نویسندگان و کارشناسان مذهبی برخی از این سریالها تا جایی است که برای  ماست مال کردن و به قولی خوراندن مطالب کذبشان دست به داستان پردازی های هالیوودی نیز بزنند.

برای نمونه در سریال پنج کیلومتر تا بهشت ، کاراکتر امیر حسین از همراه و راهنمایش (بخوانید دوست دخترش در عالم ارواح) می پرسد :

چرا ما از دیوار می توانیم عبور کنیم ولی در عین حال می شود بر روی مبل نشست؟

کاراکتر مینا در پاسخ می گوید:

"چون در زندگی عادی عادت کرده ایم و اگر حواست را جمع کنی از این اشیا هم عبور خواهی کرد"

با این فرمول امیر حسین بر صندلی می نشیند و ناگهان از آن عبور کرده و به زمین می افتد.

بنده نیز سوالی از خانم مینا دارم:

"مگر ما در زندگی عادی خودمان از دیوار رد می شده ایم که ارواح مذکور می توانند عبور کنند و گویا عادت دارند، و دیگر اینکه لابد اگر فرد حواسش را به زمین هم جمع کند از کره زمین عبور خواهد کرد ".

در یکی از افطاری هایی که جایی دعوت بودم یکی از عزیزان همزمان با پخش سریال مذکور و متاثر از آن  گفت: بیایید تا زنده هستیم همه جا را بچرخیم چون هنگام مردن و یا کما روحمان فقط اماکنی را می تواند برود که قبلا رفته باشد.

متاسفانه این تفکر در ماه خدا ، سال به سال در حال گسترش است و ارواح افراد به کما رفته وظایف عجیبی را نیز به عهده می گیرند.

از پیغام رسانی برای افراد زنده گرفته تا حلالیت طلبی و اخیرا هم رفتن به خواب مردم.

براستی چه جریانی صدا و سیمای شیعه خانه امام زمان را به این سمت کشانده است.(البته به شرطی که باز بنده را به توهم توطئه محکوم نکنند)

البته آنچه خواندید فقط نمونه کوچکی از این نابسامانی های فکری در تولیدات این سازمان است.

شاید اگر می خواستیم با امریکا یی ها پای میز مذاکره بنشینیم حاضر بودند ده ها هزار دلار  بدهند تا فیلم هایی نظیر انیمیشن "ناین" "شرلوک هلمز" ، "گنجینه ملی " و اخیرا در عید سعید فطر فیلم سینمایی "Paul" از شبکه های ما پخش شود تا ما هم در جنگ نرم صهیونیستها نقشی داشته باشیم!

همه این ها در حالی است که رسانه ملی نسبت به استفاده از کارشناسان نیز سنگ تمام گذاشته و صد البته اجازه به افرادی نمی دهد تا انحرافات جدی دینی و مذهبی تولیدات  این سازمان را زیر سوال ببرند و ظاهرا مهم نیست به چه قیمتی قرار است این اتفاق بیافتد؟

دوستان مرادمان از انتقاد، تکامل و هدایت است و خدا می داند همین صدا وسیما هر وقت که از بنده خواسته است با وجود مشغله فراوان برای ایشان اولویت قائل بوده ام .

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

 

استاد علی اکبر رائفی پور

عید فطر مبارک

عیدی به شما:

حضرت آیت الله مجتهدی: باید همه را به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام تشویق کنیم



 

مرحوم حضرت آيت‌الله مجتهدي تهراني در حاشیه تفسیر دعای روز 29 ماه مبارک رمضان در بخشي از سخنان خود با بيان ويژگي‌هاي برجسته حضرت عبدالعظيم الحسني فرمودند: حضرت عبدالعظيم الحسنی علیه السلام از علما و محدثين و وكيل امام هادی علیه السلام بود. برخي قائلند كه دشمنان، حضرت را زنده دفن كردند و وي را به شهادت رساندند.

حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی افزود: روزي ديدم آيت‌الله وحيد خراساني از قم براي زيارت به شهر ری آمدند.

تقاضا كردم « تشريف بياوريد در منزل و مسجد ميهمان ما باشيد » كه گفت « تنها براي زيارت حضرت عبدالعظيم الحسنی علیه السلام آمده‌ام.» که اين را بايد به تمام امامان جماعت بيان كنيم تا هم خودشان مشرف شوند و هم مريدان خود و مسجدي‌ها را به زيارت حضرت عبدالعظيم الحسنی علیه السلام تشويق كنند.

حضرت آیت الله احمد مجتهدی تهرانی از اعاظم و بزرگان تهران بود که در ۲۳ دی ۱۳۸۶ در سن ۸۵ سالگی به لقای پروردگار متعال شتافت.