نمونه ای ازجنایات کومله کردستان

مطلبی که می خوانید بخشی از خاطرات رزمنده است که در اوایل دوران طلایی دفاع مقدس در مناطق جنگی کردستان به درجه رفیع جانبازی نائل آمد.
 هدف از نقل این مطلب یادکردی از شهدای مظلوم کردستان است که اکثرا سر در بدن نداشتند و در قطعه ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شده اند.
« گویی شهدای ما در هر زمینه باید به حسین (ع) اقتدا می کردند و دشمنان انقلاب و اسلام نیز به یزید »

پس از در گیری شدید با ضد انقلاب که متشکل از کومله ، دمکرات ، منافقین و چریکهای فدایی و ساواکیهای زمان شاه بود، بر اثر اصابت گلوله از هوش رفتم . وقتی به خودم آمدم توان هیچ حرکتی نداشتم حتی چشمانم نیز باز نمیشد اما گوشهایم می شنید در آن حال صدای دو نفر را در بالای سرم شنیدم که با هم بحث میکردند یکی از آنها می گفت : " سر این یکی را هم ببریم و با خود ببریم "
اما دیگری گفت :
" نه برای این سر پول نمیدهند گفته اند فقط برای سرهایی که ریش دارند پول می دهیم "و . .

مسواک زدن

پیامبر اعظم:

برد الطعام ، فان الحار لابركه فيه ؛
غذا را سرد كن ! زيرا در غذاى داغ بركت نيست .



لولا ان اشق على امتى لامرتهم بالسواك مع كل صلاة
((اگر اين نبود كه نمى خواهم بر امتم سخت بگيرم ، بدون شك به آنها دستور مى دادم با هر نمازى (يعنى روزى پنج بار) مسواك بزنند.))

هنوز هم خيلى ها با شيوه صحيح مسواك زدن آشنا نيستند. رسول گرامى اسلام (ص ) فرمودند:
استاكوا عرضا و لا تستاكوا طولا
((از عرض مسواك بزنيد و از طول مسواك مزنيد!))

حدیث کسا

قرائت حديث شریف کساء
توسط برادربحرآور

سخنران:حجت الاسلام گلزاری
شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۹
ساعت9شب

مکان:شهرري،روبروي بازار بزرگ ري،

محله سرتخت،

 روبروي مسجد سرتخت

 بیت الحسن(علیه السلام)

 

تلفن گویا۰۲۱۵۵۹۱۹۱۳۸ 

پیام کوتاه ۱۰۰۰۰۵۵۹۱۹۱۳۸


جمعه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع به دست وهابیان

آیا تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن ... 





در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند . ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . 



اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .
دومين و درواقع دردناكترين حادثه‌ي تاريخي - اسلامي معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روي‌ كار آمدن سومين حكومت وهابي عربستان مربوط‌ مي‌شود؛ سالي كه وهابيان به فتواي سران خود مبني بر اهانت و تحقير مقدسات شيعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بيت ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را مورد دومين هجوم وحشيانه‌ي خود قراردادند و بقيع را به مقبره‌‌اي ويران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبديل‌كردند.
«ايلدون رتر»، يكي از گردشگران غربي در اين‌باره مي‌گويد: با دومين تخريب قبور ائمه‌ي بقيع در مدينه‌ي منوره مراقد مطهر ائمه(عليه‌السلام) به‌شدت ويران‌شد و وهابيون در اين تخريب، شكل ظاهري مقبره‌ها و گنبدهاي اين قبور را دگرگون‌كردند.
براساس منابع و شواهد تاريخي، وهابيان سعودي تنها به تخريب قبور بقيع اكتفا‌نكردند، بلكه بارها به تخريب مرقد بيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نيز اقدام‌كردند كه با واكنش گسترده‌ي مسلمان جهان مواجه‌شده و از اين توطئه‌ي ضد اسلامي دست‌برداشتند. 



«لويس پورخارت»، يكي از گردشگران سوييسي كه پس از تشرف به اسلام خود را ابراهيم ناميده‌است، در اين‌باره مي‌گويد: با توجه به مقام ائمه و صحابه‌ي دفن‌شده در بقيع، اين قبرستان فضايي بسيار كوچك دارد و در مقايسه با اماكن زيارتي ديگر كشورهاي شرقي به‌ويژه عربستان، به صورت تلي از خاك و سنگ، نگاه هر بيننده‌اي را به خود جلب‌مي‌كند.
پورخات درباره‌ي كوه احد نيز مي‌گويد: در مسجد احداث‌شده در دل اين كوه، قبر حمزه، عموي پيامبر و ديگر شهداي احد همچون «مصعب‌بن ‌عمير»، «جعفربن شماس» و«عبدالله‌بن جحش» ديده‌مي‌شود كه وهابيان اين مسجد و قبور دوازده تن از شهداي احد و صحابه‌ي بيامبر را نيز تخريب‌كرده‌اند.
طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و ... به یغما بردند .
این نیز نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود . صلاح الدین مختار نویسنده و مورخ وهابی در کتاب "تاریخ امملکه العربیه السعودیه کما عرفت" بخشی از افتخارات وهابیت در حمله به کربلای معلی را چینن شرح می دهد : در سال 1216 امیرسعود در رأس نیروهای بسیاری از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحی دیگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروی شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بیشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانیدند و نزدیک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلی به نام ابیض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقیه را به هر پیاده یک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود) 



عثمان بن بشر از دیگر مورخان وهابی درباره حمله به کربلا چنین می نویسد: "… گنبد روی قبر (یعنی قبر امام حسین علیه السلام) را ویران ساختند و صندوق روی قبر را که زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن های نفیس و جز آن‌ها یافتند، غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند در حالی که قریب به 2000 تن از اهالی کربلا را کشته بودند."
جالب این جاست که مورخ مزبور نام کتاب خود را "عنوان المجد فی تاریخ نجد" گذاشته و از این وقایع به عنوان نشانه‌های مجد و شکوه و عظکت وهابیت یاد کرده است!
اما این فقط شیعیان و اماکن مقدسه آن‌ها نبودند که وهابیان آثار مجد و شکوه خود را در آن به نمایش گذاشته‌اند، مکه مکرمه و طائف نیز از حملات آنان در امام نماند. "جمیل صدقی زهاوی" در خصوص فتح طائف می نویسد: "طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرس سر بریدند، جمعی را که مشغول فراگیری قرآن بودند کشتند، چون در خانه‌ها کسی باقی نماند، به دکان‌ها و مساجد رفتند و هر کس بود، حتی گروهی را که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند. کتاب‌ها را که در میان آن‌ها تعدادی مصحف شریف و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب فقه و حدیث بود، در کوچه و بازارافکندند و آنها را پیمال کردند."
سرزدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست! تابعان کسی که همه مسلمانان را کافر و مشرک می دانست و مکه و مدینه را قبل از آنکه به دست وهابیان بیافتد، دارالحرب و دارالکفر!می دانست. در کتاب "الدررالسنیه" می خوانیم:
"وی - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله نهی می‌کرد و از شنیدن آن ناراحت می‌شد. صلوات فرستنده را اذیت می‌کرد و به سخت‌ترین وجه مجازات می نمود.
حتی او دستور داد مرد نابینای متدینی را که مؤذن بود و صوت خوشی داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پیامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسیاری از کتب مربوط به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش کشید و به هریک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر کند."
محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ی خود در اعتقادات پیرو"ابن تیمیه حنبلی" است، که در قرن هشتم هجری می‌زیسته است، از ابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است. از جمله اینکه او خدا را جسم می‌دانست! برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ی حود می گوید: "ابن تیمیه را بر منبر مسجد جامع دمشق دیدم که مردم را موعظه می‌کرد و می‌گفت: خداوند به آسمان دنیا می‌آید، همان گونه که من اکنون فرود می‌آیم! سپس یک پله از منبر پائین می‌آمد!"
عقاید او آنچنان سخیف و بی‌مقدار بود که خود اهل سنت وی را به زندان افکندند و در رد او کتب متعددی را به رشته تحریر درآوردند. 



این قطره‌ای کوچک از مرداب اعتقادات و عملکرد وهابیان در طول این سالیان است. در طول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. یکی از شبهات آنان مسأله‌ی بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیر آن را بر قبر حرام می‌دانند. در این نوشتار سعی می کنیم پاسخی مناسب به شبهه‌ی مذکور بدهیم. نخست آنکه: این شبهه‌ی آنان را صریح آیه‌ی 21 سوره کهف دفع می‌نماید، که در خصوص ماجرای اصحاب کهف از قول مومنانی که می‌خواستند یاد اصحاب کهف را گرامی دارند می فرماید: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا (بی تردید بر روی قبور آنان مسجدی بنا می کنیم) دوم آنکه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامی بناهایی بر قبور انبیاء گذشته وجود داشت. از جمله می‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود. جالب اینجاست که خلیفه دوم خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد. 











پیام مهم ولی امر مسلمین جهان به امت بزرگ اسلام در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای
22/شهریور/1389

یا ابا صالح المهدی  ادرکنا

چند عکاس و فیلمبردار در نیویورک دور یک آمریکایی حلقه زدند تا جنایت او را به تصویر بکشند.ضمن عذرخواهی از انتشار این عكس که فقط و فقط برای اطلاع رسانی است این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت می​گویم.
این شهروند آمریکایی، فندکی از جبیش بیرون آورد و در مقابل چشم مردم صفحات یک جلد قرآن را آتش زد
جالب آن که پلیس در لحظات اول مداخله​ای نکرد اما بعد از آن که این فرد عمل شنیع خود را انجام داد فقط او را از محل دور کرد
ده​ها تصویربردار و عکاس و شهروندان آمریکایی با دوربین​های موبایل خود، صحنه این جنایت را ثبت کردند.

               

خبرگزاری رویترز نیز با انتشار تصاویری از این اتفاق، عکس​هایی را منتشر کرد که در پشت سر این مرد پلاکاردی با عنوان " Real American Dont Burn Quran " قرار داشت تا شاید کمی از حساسیت ماجرا کم کند!

این در حالی است که در روزهای قبل کشیش جونز که قصد داشت در 11سپتامبر قرآن را به آتش بکشد، از تصمیم خود عقب​نشینی کرده بود. [برنامه قرآن​سوزی منتفی شد]

تصاویر دیگری نیز از قرآن​سوزی در آمریکا منتشر شده است از جمله، پاره کردن صفحات قرآن، بنزین ریختن و آتش زدن قرآن و انداختن قرآن در منقل.

به نظر می​رسد موضع​گیری کشورهای جهان اسلام به این هتاکی شدید باشد.

ضمن عذرخواهی از انتشار این عكس که فقط و فقط برای اطلاع رسانی است این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت می​گویيم.

سلام

 

اولین جلسه هیئت بعد از ماه رمضان

20شهریورماه

 ساعت 9 شب٬

بیت الحسن

قدس

 

امام خمینی(سلام الله علیه) :

 من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (صلی الله علیه) می دانم.

عجب رازیست ............................................

 

عجب رازیست درعالم!


ازامشب(21 رمضان)تا به عاشورا


110شب فقط باقيست

گفتاری از آیت الله فاطمی نیا؛ 4 گناه نحس که خداوند سخت می بخشد

 

استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.


ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی. 

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود. 


منبع: تبیان

حب على عليه‏السلام در قرآن

قرآن سخن پيامبران گذشته را كه نقل مى‏كند مى‏گويد همگان گفتند:«ما از مردم مزدى نمى‏خواهيم، تنها اجر ما بر خداست‏».اما به پيغمبر خاتم خطاب مى‏كند:

قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (1) .

بگو از شما مزدى را درخواست نمى‏كنم مگر دوستى خويشاوندان نزديكم.

اينجا جاى سؤال است كه چرا ساير پيامبران هيچ اجرى را مطالبه نكردند و نبى اكرم براى رسالتش مطالبه مزد كرد،دوستى خويشاوندان نزديكش را به عنوان پاداش رسالت از مردم خواست؟

قرآن خود به اين سؤال جواب مى‏دهد:

قل ما سالتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله (2) .بگو مزدى را كه درخواست كردم چيزى است كه سودش عايد خود شماست.مزد من جز بر خدا نيست.

يعنى آنچه را من به عنوان مزد خواستم عايد شما مى‏گردد نه عايد من.اين دوستى كمندى است‏براى تكامل و اصلاح خودتان.اين اسمش مزد است و الا در حقيقت‏خير ديگرى است كه به شما پيشنهاد مى‏كنم،از اين نظر كه اهل البيت و خويشان پيغمبر مردمى هستند كه گرد آلودگى نروند و دامنى پاك و پاكيزه دارند(حجور طابت و طهرت)،محبت و شيفتگى آنان جز اطاعت از حق و پيروى از فضايل نتيجه‏اى نبخشد و دوستى آنان است كه همچون اكسير،قلب ماهيت مى‏كند و كامل ساز است.

مراد از«قربى‏»هر كه باشد مسلما از برجسته‏ترين مصاديق آن على عليه السلام است.فخر رازى مى‏گويد:

«زمخشرى در كشاف روايت كرده:«چون اين آيه نازل گشت،گفتند:يا رسول الله!خويشاوندانى كه بر ما محبتشان واجب است كيانند؟فرمود:على و فاطمه و پسران آنان‏».

از اين روايت ثابت مى‏گردد كه اين چهار نفر«قرباى‏»پيغمبرند و بايست از احترام و دوستى مردم برخوردار باشند،و بر اين مطلب از چند جهت مى‏توان استدلال كرد:

1.آيه الا المودة فى القربى .

2.بدون شك پيغمبر فاطمه را بسيار دوست مى‏داشت و مى‏فرمود:«فاطمه پاره تن من است.بيازارد مرا هر چه او را بيازارد»و نيز على و حسنين را دوست مى‏داشت،همچنانكه روايات بسيار و متواتر در اين باب رسيده است.پس دوستى آنان بر همه امت واجب است (3)

پى‏نوشتها

1- شورى/23.

2- سبا/47.

3- محبت پيغمبر نسبت‏به آنان جنبه شخصى ندارد،يعنى تنها بدين جهت نيست كه مثلا فرزند يا فرزندزاده او هستند،و اگر كسى ديگر هم به جاى آنها مى‏بود پيغمبر آنها را دوست مى‏داشت.پيغمبر از آن جهت آنها را دوست مى‏داشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مى‏داشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم دوست مى‏داشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مى‏داشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم داشت كه نه او با آنها به اين شكل محبت داشت و نه امت چنين وظيفه‏اى داشتند.

4- اعراف/158.

5- احزاب/21.

6- التفسير الكبير فخر رازى،ج‏27/ص‏166،چاپ مصر.

مجموعه آثار جلد 16 صفحه 278

استاد مرتضى مطهرى

على عليه السلام نفس پيامبر است به شهادت قرآن

ـ در سال دهم هجرت گروهى از نصاراى نجران به نمايندگى از سوى مسيحيان به مدينه آمده، و گفتند: دين شما چه فضيلتى بر دين ما دارد؟ و چرا ما به شما مسلمانان «جزيه» بدهيم؟

پيامبر اسلام، دلايل زيادى در جامعيت و تكامل اسلام بيان داشتند، ولى تعصب و هواهاى نفسانى نگذاشت افراد مزبور حقايق اسلام را از زبان پيامبر بزرگ ما بپذيرند، در اين هنگام آيه زير براى داورى ميان دو گروه نازل شد:

«فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل: تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين» (1)

هرگاه بعد از علم و دانشى كه درباره مسيح به تو رسيده، باز كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو «بيائيد ما و شما در برابر يكديگر با فرزندان و زنان و نفوس خود مباهله نموده، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».

رسول گرامى اسلام پس از دريافت اين آيه «نصاراى نجران» را به «مباهله» دعوت كرد، قرار شد در روز معينى هر دو گروه با افراد خود به مباهله بيايند، و همديگر را نفرين كنند، تا خداوند گروه باطل را نابود سازد.

روز موعود فرا رسيد، و نصارا را ديدند پيامبر اسلام با «امام حسن و حسين و حضرت فاطمه و حضرت امير المومنين» عليهم السلام بيرون آمد، و آن چنان عظمت و بزرگوارى اهل بيت آنان رامرعوب ساخت كه گفتند « اگر اينان از خدا بخواهند كه كوهها را نابود سازد هر آينه مستجاب مى‏گردد» (2) و لذا از مباهله خوددارى نموده، و آماده پرداخت «جزيه» شدند.

آنچه از اين آيه و قضيه تاريخى به بحث ما مربوط است اين كه: خداوند متعال «حسنين» را فرزندان رسول خدا معرفى نموده و فاطمه زهرا عليها السلام را اسوه زنان بيان داشته، و «امير المومنين» على عليه السلام را «نفس پيامبر» آورده است كه ارزش وجودى على را مى‏رساند، و نشان مى‏دهد كه جايگاه على و مقام وى، جايگاه و مقام پيامبر است !!

خوشبختانه اكثر مفسرين قريب به اتفاق اعم از شيعه و سنى به اين حقيقت اعتراف كرده‏اند و مورخين و محققين اهل سنت در كتابها و سيره‏هاى خويش به اين موضوع اشاره نموده و على عليه السلام رانفس پيامبر خوانده‏اند، كه شما خوانندگان عزيز مى‏توانيد مراجعه فرمائيد . (3) .

«احمد بن حنبل» در مسند خود مى‏نويسد: گروهى از نمايندگان قوم «ثقيف» به حضور پيامبر خدا آمدند، و مذاكراتى را با آن حضرت انجام داده، ولى در گفتار خويش سرسختى نشان دادند، رسول گرامى اسلام خطاب به آنان فرمودند:

«لتسلمن، او لا بعثن اليكم رجلا منى عديل نفسى، فليضربن اعناقكم و ليسبين ذراريكم و لياخذن اموالكم» قال عمر: فما تمنيت الامارة الا يومئذ و جعلت انصب له صدرى رجاء ان يقول: هو هذا. فالتفت فاخذ بيد على و قال: «هو هذا» مرتين.» (4)

يا اسلام را بپذيريد، و يا مرد بزرگوارى را كه از من است، و مساوى من مى‏باشد به سوى شما خواهم فرستاد، او در صورت جنگ كردن گردن شما را مى‏زند، و زنانتان را اسير مى‏گيرد، و اموالتان را به نفع اسلام تصرف مى‏نمايد، «عمر بن خطاب» مى‏گويد: من هرگز مقام فرماندهى را آرزو نكردم، جز در اين روز، و با خود مى‏گفتم: اى كاش پيامبر خدا مرا به اين كار منصوب كند، ولى او دست روى على عليه السلام گذاشته و فرمود: آن شخص همين مرد بزرگوار است، و اين را دو بار متذكر شد.

اين حديث را به صراحت على عليه السلام را نفس پيامبر و مساوى با وى معرفى مى‏كند.

پى‏نوشتها:

.1 سوره آل عمران آيه 61

.2 «هذه وجوه لو اقسمت على الله ان يزيل الجبال لازالها»

.3 كامل ابن اثير ج 2 ص 293، صحيح مسلم ج 7 ص 120، تفسير طبرى ج 3 ص 192، مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 185، سنن ترمذى فى فضائل على، و تاريخ الخلفاء سيوطى ص 65، احقاق الحق ج 3 ص 46 تفسير فخر رازى ج 8 ص 85، جامع الاصول ج 9 ص ...470

.4 مسند احمد بن حنبل كتاب الفضائل لعلى (ع) بنقل از ابن ابى الحديد ج 9 ص 167 خبر الثانى .

آفتاب ولايت ص 76

احتجاج اميرالمؤمنين با ابوبكر و عمر در مسجد

حضرت زهرا عليهاالسلام به دستور اميرالمؤمنين عليه‏السلام براى مطالبه‏ى فدك نزد ابوبكر رفتند (1) و در واقع همه‏ى اين اقدامات از سوى اميرالمؤمنين عليه‏السلام بود. گذشته از اقداماتى كه به دستور حضرت توسط فاطمه زهرا عليهاالسلام صورت مى‏گرفت، خود اميرالمؤمنين عليه‏السلام نيز شخصاً دو اقدام مهم انجام دادند: يكى اينكه شخصاً در حضور مردم ابوبكر را به محاكمه كشيدند، و دوم آنكه نامه‏اى در اين باره به ابوبكر نوشتند.

محاكمه‏ ابوبكر بدست اميرالمؤمنين عليه‏السلام (2)


اميرالمؤمنين عليه‏السلام به مسجد آمد و در حضور مهاجرين و انصار كه در اطراف ابوبكر نشسته بودند خطاب به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، چرا آنچه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى فاطمه قرار داده بود از او منع نمودى، در حالى كه نماينده‏ى او از چند سال قبل در آن است؟ ابوبكر گفت: اين غنيمت مسلمين است. اگر شاهدان عادلى بياورد به او مى‏دهيم وگرنه در آن حقى ندارد.

جهل به احكام قضاوت


حضرت فرمود: اى ابوبكر، درباره‏ى ما حكمى مى‏نمايى برخلاف آنچه درباره‏ى مسلمانان حكم مى‏نمايى؟ گفت: نه! فرمود: اگر در دست مسلمانان چيزى باشد و من درباره‏ى آن ادعايى نمايم از كدام شاهد مى‏طلبى؟ ابوبكر گفت: از تو شاهد مى‏خواهم. فرمود: اگر در دست من چيزى باشد و مسلمين درباره‏ى آن ادعايى كنند از من شاهد مى‏خواهى؟! چرا از فاطمه شاهد مى‏خواهى در حالى كه فدك در دست اوست و در زمان حيات پيامبر و بعد از آن مالك آن بوده است؟ چرا از مسلمين شاهد نمى‏خواهى؟!
ابوبكر ساكت شد، ولى عمر گفت: اين غنيمت مسلمين است و ما با كلام تو نمى‏توانيم مقابله كنيم! اگر شاهدان عادلى آوردى وگرنه اين غنيمت مسلمين است و تو و فاطمه در آن حقى نداريد!!

عصمت سند صدق فاطمه عليهاالسلام


اميرالمؤمنين عليه‏السلام به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، قرآن را قبول دارى؟ گفت: آرى. فرمود: درباره‏ى اين آيه به من خبر ده كه مى‏فرمايد: «اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» (3)آيا اين آيه درباره‏ى ما نازل شده يا درباره‏ى غير ما؟ گفت: درباره‏ى شما. فرمود: اگر دو نفر از مسلمانان بر عليه فاطمه عليهاالسلام به نسبت زشتى شهادت دهند چه مى‏كنى؟ ابوبكر گفت: بر او حد جارى مى‏كنم همانطور كه بر زنان مسلمين جارى مى‏كنم. كفر منكر عصمت فاطمه عليهاالسلام

فرمود: در اين صورت نزد خداوند از كافرين خواهى بود. گفت: چرا؟ فرمود: براى آنكه تو شهادت خداوند را بر طهارت او رد كرده‏اى و شهادت مردم را بر عليه او قبول كرده‏اى. خداوند عزوجل به پاكى فاطمه گواهى داده است. اگر تو شهادت خداوند را رد كنى و شهادت ديگرى را بپذيرى نزد خداوند از كافرين هستى. همچنين حكم خدا و رسول را رد كرده‏اى كه فدك را براى فاطمه قرار دادند و او در زمان حيات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن را تصرف كرد. تو سخن خدا و رسول را رد كردى و گفته‏ى يك عرب بيابانى كه برپاى خود بول مى‏كرد پذيرفتى و فدك را از او گرفتى و گمان كردى كه غنيمت مسلمين است. همانطور كه سخنِ ديگرِ پيامبر را رد كردى كه فرمود: «ادعاكننده بايد شاهد بياورد و براى مدعى عليه قسم كافى است». تو از مدعى عليه شاهد مى‏خواهى!
نتيجه‏ى احتجاج اميرالمؤمنين عليه‏السلام در اينجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبكر و عمر شدند و به يكديگر نگاه كردند و گفتند: بخدا قسم على راست مى‏گويد.اميرالمؤمنين عليه‏السلام هم به خانه بازگشت.


1- بحارالانوار: ج 29 ص 195 189.

2ـ بحارالانوار: ج 29 ص 124 ح 26، ص 127 ح 27. تفسير برهان: ج 2 ص 425.

3ـ سوره‏ى احزاب: آيه‏ى 33.

جشن میلاد

جشن میلاد حضرت

امام حسن مجتبی (علیه السلام)

سخنران:حجةالاسلام مختاری

و مداحی مادحین اهل بیت

زمان: چهار شنبه (شب میلاد)ساعت 9:30 شب

مکان:شهرري،روبروي بازار بزرگ ري،

محله سرتخت،

 روبروي مسجد سرتخت

 بیت الحسن(علیه السلام)

تلفن گویا۰۲۱۵۵۹۱۹۱۳۸ 

پیام کوتاه ۱۰۰۰۰۵۵۹۱۹۱۳۸