احتجاج اميرالمؤمنين با ابوبكر و عمر در مسجد
محاكمه ابوبكر بدست اميرالمؤمنين عليهالسلام (2)
اميرالمؤمنين عليهالسلام به مسجد آمد و در حضور مهاجرين و انصار كه در
اطراف ابوبكر نشسته بودند خطاب به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، چرا آنچه
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى فاطمه قرار داده بود از او منع نمودى،
در حالى كه نمايندهى او از چند سال قبل در آن است؟
ابوبكر گفت: اين غنيمت مسلمين است. اگر شاهدان عادلى بياورد به او مىدهيم
وگرنه در آن حقى ندارد.
جهل به احكام قضاوت
حضرت فرمود: اى ابوبكر، دربارهى ما حكمى مىنمايى برخلاف آنچه دربارهى
مسلمانان حكم مىنمايى؟ گفت: نه! فرمود: اگر در دست مسلمانان چيزى باشد و
من دربارهى آن ادعايى نمايم از كدام شاهد مىطلبى؟ ابوبكر گفت: از تو شاهد
مىخواهم. فرمود: اگر در دست من چيزى باشد و مسلمين دربارهى آن ادعايى
كنند از من شاهد مىخواهى؟! چرا از فاطمه شاهد مىخواهى در حالى كه فدك در
دست اوست و در زمان حيات پيامبر و بعد از آن مالك آن بوده است؟ چرا از
مسلمين شاهد نمىخواهى؟!
ابوبكر ساكت شد، ولى عمر گفت: اين غنيمت مسلمين است و ما با كلام تو
نمىتوانيم مقابله كنيم! اگر شاهدان عادلى آوردى وگرنه اين غنيمت مسلمين
است و تو و فاطمه در آن حقى نداريد!!
عصمت سند صدق فاطمه عليهاالسلام
اميرالمؤمنين عليهالسلام به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، قرآن را قبول دارى؟
گفت: آرى. فرمود: دربارهى اين آيه به من خبر ده كه مىفرمايد: «اِنَّما
يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ
يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» (3)آيا اين آيه دربارهى ما نازل شده يا دربارهى
غير ما؟ گفت: دربارهى شما. فرمود: اگر دو نفر از مسلمانان بر عليه فاطمه
عليهاالسلام به نسبت زشتى شهادت دهند چه مىكنى؟ ابوبكر گفت: بر او حد جارى
مىكنم همانطور كه بر زنان مسلمين جارى مىكنم.
كفر منكر عصمت فاطمه عليهاالسلام
فرمود: در اين صورت نزد خداوند از كافرين خواهى بود. گفت: چرا؟ فرمود:
براى آنكه تو شهادت خداوند را بر طهارت او رد كردهاى و شهادت مردم را بر
عليه او قبول كردهاى. خداوند عزوجل به پاكى فاطمه گواهى داده است. اگر تو
شهادت خداوند را رد كنى و شهادت ديگرى را بپذيرى نزد خداوند از كافرين
هستى. همچنين حكم خدا و رسول را رد كردهاى كه فدك را براى فاطمه قرار
دادند و او در زمان حيات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن را تصرف كرد. تو
سخن خدا و رسول را رد كردى و گفتهى يك عرب بيابانى كه برپاى خود بول
مىكرد پذيرفتى و فدك را از او گرفتى و گمان كردى كه غنيمت مسلمين است.
همانطور كه سخنِ ديگرِ پيامبر را رد كردى كه فرمود: «ادعاكننده بايد شاهد
بياورد و براى مدعى عليه قسم كافى است». تو از مدعى عليه شاهد مىخواهى!
نتيجهى احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام
در اينجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبكر و عمر شدند و به يكديگر
نگاه كردند و گفتند: بخدا قسم على راست مىگويد.اميرالمؤمنين عليهالسلام
هم به خانه بازگشت.
1- بحارالانوار: ج 29 ص 195 189.
2ـ بحارالانوار: ج 29 ص 124 ح 26، ص 127 ح 27. تفسير برهان: ج 2 ص 425.
3ـ سورهى احزاب: آيهى 33.
نام: عبدالعظیم،معروف به سیدالکریم